1240
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. سمیه اصلانی
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۰۲)
            تعداد بازدید: 1240
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها
        اگر ازدواج کنی، حاضری خانه یا ماشینت را به نام همسرت کنی؟
        دخت ایران- «ای بابا! حالا واقعاً کی مهریه رو داده و کی گرفته؟!
        - مگه من حقوقم چقدره؟! مورچه چیه، کله‌پاچه‌اش چی باشه!
        - من و همسرم نداریم که! من دارم برای خوشبختی و آسایش خانواده‌ام کار می‌کنم دیگه!
        - کی می‌دونه چی پیش‌ میاد. الان را باید چسبید. خدا روزی‌رسان است...»
         
        این جواب‌ها شبیه جواب‌هایی است که عموم جامعه خصوصاً آقایان در جواب سوالاتی از قبیل:
         
        - آیا می‌دانید مهریه یک حقی از حقوق خانم بر گردن همسرش است؟
        - آیا برای آینده مالی همسرتان و خانواده فکری کرده‌اید؟
        - اگر اتفاق غیرقابل‌پیش‌بینی برای شما بیفتد، همسرتان پشتوانه مالی دارد تا بتواند خانواده را از بحران نجات دهد؟
        مطرح می‌کنند.
         
        معمولاً وقتی صحبت از مسایل مالی زنان می‌شود، بیشتر دو حوزه اصلی نفقه و مهریه به ذهن می‌رسد. در صورتی که شاید بتوان تمهیدات دیگری نیز اندیشید. با توجه به اینکه مرد نان‌آور خانواده است، هر برنامه‌ریزی که برای حمایت مالی از همسرش انجام دهد، پشتوانه‌ای برای زن و در درجه بعد برای خانواده‌اش محسوب می‌شود. 
         
        به سراغ آقایان رفتیم تا نظر آن‌ها را جویا شویم و  ببینیم نگرش آن‌ها به این موضوع چیست. اینکه «آیا تا بحال به آینده و پشتوانه مالی همسرشان فکر کرده اند و یا در این زمینه برنامه ای داشته و یا دارند؟» 
         
        سعید، دانشجوی مدیریت است و در حال حاضر مجرد. دیدگاه‌های مذهبی خوبی دارد. در خصوص این سوال هم می‌گوید: «قطعا وقتی دو نفر با هم ازدواج می کنند، دیگر باید از منیت جدا شده و ما بشوند. پشتوانه مالی چه برای زن و چه برای مرد، یعنی پشتوانه مالی برای خانواده. این مسایل با صحبت و گفتگو حل می شود. مهم سازش طرفین است. »
         
        از او می‌خواهم بیشتر توضیح دهد و اینکه منظورش از سازش چیست؟ او در ادامه می‌گوید: «یعنی من مرد حواسم به همسرم و تمامی نیازهایش باشد از جمله نیاز مالی. در کنار این، همسرم هم شرایط مرا درک کند. زمانی که یک خانواده مستأجر است و حقوقش هم به زور کفاف خرج ماهانه‌اش را می‌دهد، به نظر شما اینجا وظیفه یک زن چیست؟ مهریه‌اش را مطالبه کند، مدام خرج بتراشد و محیط خانواده را متشنج کند؟ یا با گذشت و ایثار قناعت‌پیشه کند تا خانواده باتدبیر جمعی خصوصاً تدبیر خانم خانه که مدبر امور است، از این تنگنا درآید.
         
        در عوض وقتی شرایط مساعدتر شد، وظیفه مرد چیست؟ درست است که همسرش چیزی نمی‌گوید و شاید هم هرگز مهریه‌اش را مطالبه نکند، اما این بر گردن مرد هست و او نیز که قدرشناس خوبی همسرش است، می‌تواند ماهانه در حد وسعش مبلغی را به عنوان هدیه به خانم بپردازد تا هر جور مایل است پس انداز کند یا خرج نماید.»
         
        از او می‌پرسم: «اگر ازدواج کنی، حاضری خانه یا ماشینت را به نام همسرت کنی؟» کمی می‌اندیشد و می‌گوید: «چرا که نه. البته به نظرم اینکه همه خانه و زندگی به اسم زن و یا به اسم مرد باشد، خودش مشکل ساز خواهد بود. چراکه خدای ناکرده ممکن است، حادثه ای برای یکی از این دو رخ بدهد، فقدان حضور شخص کافی است برای غصه دار شدن یک خانواده تا اینکه بخواهد به مشکلات مالی و انحصار وراثت و اینها هم برخورد کند. یکی از اقوام ما بعد دو سال در تصادفی همسرش را از دست داد. دختر جوانی که در سن پایین با چنین حادثه سختی روبرو شده بود. وبالتبع اموال باید انحصار وراثت می شد و به خانواده پسر هم می رسید. این در حالی بود که به علت شغل آزاد این آقا، خانمش هیچ مستمری و حقوقی هم نمی توانست دریافت کند و حساب پس انداز قابل قبولی هم نداشت. تنها اتفاق خوب این قضیه این بود که سه دانگ از خانه به اسم خانم بود و در واقع جز مهریه اش. چون در این جور مواقع فقط یکسال طول می کشد طرفین ماجرا به خودشان بیایند و اقدام کنند و چه ناراحتی هایی که سر همین قضیه انحصار وراثت پیش نمی آید.»
         
        هنگام مصاحبه و صحبت‌های ایشان یاد قضیه‌ای افتادم. خانم مسنی که همسرش فوت شده بود و فرزندی هم نداشت. از همسرش خانه کلنگی مانده بود که برادر همسرش هم از آن سهم داشت. بچه‌ها می‌گفتند مهریه‌ات را ببر بگذار اجرا. می‌گفت: «سن خودم که کم بود، پدرم هم سوادی نداشت که مهریه ای بیاندازد و به فکر این روزها نبود و از همسرم هم چیزی برایم نماند تا خرج زندگی کنم؛ نه حقوقی و نه پس اندازی و نه مال و طلایی. الان توانسته ام حقوق پدرم را بعد فوتش زنده کنم تا خرج زندگی ام شود.»
         
        آقای مقدمی، کارشناس ارشد حقوق هستند و متأهل. موضوع را که با ایشان مطرح کردم، برایشان جدید نبود. گفتند: «این مساله خیلی در جامعه مبتلابه است. چه حجم بالایی از پرونده ها که در دادگاه ها برای همین موضوعات است. البته این موضوع از جهات مختلف و با دیدگاه‌های متفاوت قابل بررسی است. به نظرم موضوع هم مانند بسیاری از مسایل، ارتباط زیادی با اعتقادات اشخاص دارد. از نظر من مهریه یکی از مهم ترین پشتوانه های مالی و روانی زنان است. قطعا هیچ کس از آینده زندگی خودش باخبر نیست. جدای از امکان بروز اختلافات یا ناملایمتی ها در زندگی، بروز حوادث طبیعی که بالاترینش مرگ است، واقعیت غیرقابل انکاری است. اگر با این دید به مهریه نگاه کنیم که یک دِین است و به موجب ازدواج بر عهده مرد قرار می گیرد و یکی از مهم ترین صفاتی که باید در زندگی وجود داشته باشد، تعهد طرفین است، پس پرداخت مهریه زن هم شامل همین تعهد می شود، چرا که تعهد صرفا نسبت به مباحث اخلاقی و رفتاری نیست.»
         
        می‌پرسم: «آیا خود شما، نسبت به پرداخت مهریه به همسرتان و یا تامین پشتوانه مالی شان، اقدامی کرده اید و یا فکری دارید؟» با خنده «بله» بلندی می‌گوید و ادامه می‌دهد: «با توجه به شرایط کاری و وجود تسهیلاتی مثل بیمه عمر کلیه حقوق ناشی از آن را به همسرم اختصاص دادم تا در صورت وقوع حادثه از مزایای آن بتواند استفاده کند. نسبت به موضوع مهریه هم، با توجه به عدم وجود سرمایه و پس انداز کافی تصمیم گرفتم مبلغی را که به عنوان پس انداز برای خرید خانه کنار می گذارم با موافقت همسرم به عنوان مهریه به ایشان بدهم تا از طرفی سرمایه محفوظ شود و چنانچه اتفاقی هم برای من بیافتد، حداقل قسمتی از مهریه را پرداخت کرده باشم.» 
         
         از ایشان خواستم تا در جمعی از دوستانشان، موضوع را مطرح کنند تا بازخورد افراد را جویا شویم. «با تعدادی از همکارانم که در خصوص این موضوع گفتگو کردم، معمولا برنامه خاص و مشخصی نداشتند،  بیشتر ذهن شان سمت همان مهریه می رفت. همه معتقد به لزوم پرداخت مهریه همسرشان بودند، اما با نظرات مختلف. یکی از دوستان معتقد بود در حالی که زندگی روال عادی خود را دارد و مطالبه ای از طرف همسرش نشده، لزومی به پرداخت مهریه و یا هر چیز دیگر نمی بیند، هر چند حاضر بود چنانچه مالی به دستش بیاید، قسمتی از آن را به نام همسرش کند. دوست دیگری با بیان این مطلب که برادر خانمش مشکلی برای به نام زدن اموال به نام خانمش نداشت اما به لحاظ درگیر نشدن خانمش با مسایل اداری ترجیح می داد انتقال یا به نام زدن بصورت عادی و نوشته دستی باشد!» 
         
        در صحبتی که در این مدت با دیگر افراد نیز در خصوص این موضوع داشتم، دریافتم اصولاً مردان به این موضوع فکر نکرده و یا برنامه‌ای برایش ندارند. معمولاً اگر خانم شاغل بود که از خود منبع درآمد داشت و پس انداز و همسرش نیازی نمی‌دید به این موضوع فکر کند. در صورت شاغل نبودن هم که باید این موضوع  اهمیت بیشتری داشته باشد، باز هم فکر جامعی در خصوصش نشده بود. تنها در این مدت پیش هر شخصی که نشستم، سینه‌شان پر بود از داستان‌هایی واقعی که با تلنگر من زنده می‌شدند، جان می‌گرفتند و بر زبان می‌آمدند. داستان‌های مختلفی از زندگی آدم‌های اطرافیان؛
         
        * داستان تلخ آقایی که سه ماه بیشتر زندگی متأهلی‌اش عمر نکرده بود. با مطالبه مهریه از طرف همسرش، زندگی‌شان از هم پاشیده بود و همه دارایی‌اش را از دست داده بود.
         
        * داستان خانمی که با وجود تمکن مالی بالای همسرش، بعد سال‌ها زندگی حتی یک حساب بانکی ساده هم به اسم خودش نداشت تا در مراسم تدفین همسرش خرجش کند و اطرافیان مبالغ مراسم را پرداخت کردند.
         
        * داستان خانم تحصیل‌کرده‌ای که همه دارایی‌اش را به نام همسرش کرد و او با نامردی تمام، همه زندگی‌شان را فروخت و رفت خارج تا به رویاهایش برسد درحالی‌که همسر و دخترش را در بهت و بی‌پولی گذاشت. 
         
        * داستان مردی که وقتی ورشکست شد، چون تمام دارایی‌اش به نام خودش بود، همه زندگی‌اش را از دست داد و خانواده‌اش حتی مبلغی نداشتند تا جایی را اجاره کنند.
         
        و هزاران داستان دیگر که شما هم نمونه‌هایش را شنیده‌اید و مانند من از خود پرسیده‌اید: چرا؟
         
         
         

        2 نظر | ارسال نظر

          1.  
            بهتر بود یک جمع بندی داشته باشد و راهکاری هم ارائه بدید به جای صرفا طرح موضوع از دو طرف خب مطلب با این تموم میشه که نمیشه اعتماد کرد به خانمها پس معضل بالایی چی؟!!!!! طرح موضوع که کار خاصی نیست و همه میدانند!
           
          0
           
          0
          1.  
            پاسخی به نظر حانیه
            بهتر بود یک جمع بندی داشته باشد و راهکاری هم ارائه بدید به جای صرفا طرح موضوع از دو طرف خب مطلب با این تموم میشه که نمیشه اعتماد کرد به خانمها پس معضل بالایی چی؟!!!!! طرح موضوع که کار خاصی نیست و همه میدانند!
            تو سرمقاله که ذکر شده قرار است تو شماره بعد به راه کارها اشاره شود
           
          0
           
          0
          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷