32123
مجله اینترنتی
زنان و خانواده
کانال دخت ایران
          1. سمیه اصلانی
              1. اندازه متن:
              2.  
              3.  
            نظرات (۱۷)
            تعداد بازدید: 32123
            نسخه مناسب چاپ
            ارسال به ديگران
            اضافه کردن به علاقمندی ها
        زنان هنرمند ایرانی به خوبی می‌دانند چگونه برای خود و خانواده‌شان پشتوانه مالی بسازند.
        دخت ایران- چه حس خوبی است وقتی می‌شنویم یک خانمی از هر انگشتش هنر می‌ریزد. اصلاً زن ایرانی یعنی همین؛ پر از ایده و خلاقیت و قناعت. شاید هم بالاترین هنر یک زن این است که هوای جیب همسرش و میزان دخل‌وخرج‌های خانه را داشته باشد. حواسش به فرداها باشد؛ به آینده همسرش، فرزندانش و خودش.
         
        معمولاً رتق‌وفتق امور خانه و مدیریت مسایل مالی آن، با خانم خانه است. همیشه یادم هست از بچگی خانم بزرگای فامیل یکی از توصیه‌هایشان این بود که همه پولت را خرج هله و هوله نکن. یک کمی هم پس انداز کن یک وقت یک چیزی دیدی خوشت آمد یا نیازی داشتی بتوانی از پول خودت خرج کنی. شاید پدرت آن روز پولی نداشت یا پیشت نبود، همیشه که نباید چشمت به دست او باشد. 
         
        فرقی نمی‌کند که درآمد خانواده زیاد باشد یا کم. مدیریت مالی یعنی اولویت‌بندی نیازها و تأمین آن‌ها باتدبیر و حتی کم‌ترین هزینه ممکن. اتفاقاً هنر یک زن اینجا خودش را نشان می‌دهد. اینجا که تو با وجود درامد کم هم بتوانی پس انداز کنی. اگر میلیونی پول دست مان بیاید و ته آن چند صد تومن هم پس انداز شود که هنر نیست!
         
        زنان هنرمند ایرانی به خوبی می‌دانند چگونه می‌توانند برخی از درزهای زندگی‌شان را باهنر و خلاقیت‌شان بپوشانند نه با هزینه‌های بی‌جا. 
         
        زنان هنرمند ایرانی به خوبی می‌دانند چگونه برای خود و خانواده‌شان پشتوانه مالی بسازند. تجربه برخی از این بانوان خلاق را باهم مرور می‌کنیم:
         
        دست دوم‌های دوست‌داشتنی
        - من با وجود اینکه هم خودم کار می‌کردم و هم همسرم، زیاد برای بچه‌ها لباس و وسایل نمی‌خریدم. خصوصاً وقتی بچه بودند. لباس‌ها خیلی سریع کوچک می‌شوند و خیلی هم گران هستند. این همه داریم تلاش می‌کنیم، چرا پولم را بدهم به لباس گرانی که یکی دو بار در میهمانی بیشتر پوشیده نمی‌شود. خودم باکمی خیاطی لباس‌ها را مدل می‌دادم یا کوچک و بزرگ می‌کردم.  در ضمن با دوستان و خواهر برادرها در ارتباط بودیم، لباس‌های نویی که کوچک‌شده بودند یا اسباب‌بازی، کتاب، کالسکه، دوچرخه و این جور چیزها را که به درد بچه من نمی‌خورد و اندازه بچه آن‌ها بود، رد و بدل می‌کردیم. به نظرم این فرهنگ که در خیلی جاهای دنیا هست، بد نیست دوباره در جامعه ما هم  احیا شود تا از مصرف‌گرایی‌ها بکاهد.
         
        صلح اول به از جنگ آخر! 
        - من همان اوایل ازدواج و دوران عقد در خصوص مسایل مالی بسیار شفاف با همسرم صحبت کردم. در خصوص درامد، هزینه‌های جاری، پس انداز، وام گرفتن‌ها و حتی بیمه. قطعاً اگر مرد اطمینان حاصل کند که همسرش او را تمام قد به عنوان نان‌آور خانه قبول دارد، آرامش او و خانواده را تأمین می‌کند و به دنبال چشم و هم چشمی و خرج تراشی‌های بیهوده نیست، به او اعتماد می‌کند. همسرم مقداری ماهانه به من می‌دهد برای مخارج خانه و خریدها. اگر اتفاق غیرمنتظره‌ای نیفتد، چون این میزان از میزان مخارج برآورد شده بیشتر است، کمی از آن را خودم پس انداز می‌کنم. ضمن اینکه مبلغی را ماهانه از همان ابتدا که حقوق می‌گیرد کنار می‌گذاریم انگار که اصلاً نبوده. خودم را هم با مبلغ کمی بیمه زنان خانه‌دار کرده‌ام تا در آینده بتوانم از آن استفاده کنم.
         
        زندگی مشترک، حساب مشترک
        - به نظرم برای اینکه خانم‌ها حس بهتری داشته باشند و خودشان را در مسایل مالی خانواده سهیم بدانند، داشتن یک حساب مالی مشترک بسیار کمک کننده است. چه این خانم سر کار برود و چه خانه‌دار باشد. این حساب می‌تواند جدا از حساب‌های دیگر باشد و پس اندازی باشد برای زمانی که نیاز می‌شود تا در مواقع لزوم طرفین بتوانند از آن برداشت داشته باشند.  حتی در زمینه خرید خانه و سایر مقولات هم می‌توان این بحث مشارکتی را داشت. 
         
        وام‌های خانوادگی
        - ما خانم‌ها یک صندوق قرض‌الحسنه خانوادگی داریم که ماهانه مبلغ کمی را روی هم گذاشته و با قرعه‌کشی به هم وام می‌دهیم. مثلاً ماهی پنجاه هزار تومان پرداخت داریم  و مبلغ دو میلیون وام می‌دهیم. اگر کسی در اضطرار باشد با توافق نوبت او را جلو می‌اندازیم. هم مبلغ ماهانه‌اش سنگین نیست و هم سود و دیرکرد و این جور مشکلاتی که در بانک‌ها اسیر آن می‌شویم، در کار نیست. با این کار خانم‌ها هم می‌توانند برای خودشان یک پس اندازی داشته باشند.
         
        جیک‌جیک مستانت بود، فکر زمستانت بود
        - معمولاً افرادی که شغل دولتی دارند، وضع حقوق ماهانه و بازنشستگی و بیمه و حتی بیمه عمرشان مشخص است اما در خصوص مشاغل آزاد این‌طور نیست. هم خودم و هم همسرم چون شغل آزاد داشتیم، با مشورت یکی از دوستان خودمان را بیمه بازنشستگی کردیم و حتی همسرم خودش را بیمه عمر هم کرد.
         
        یادم هست بعد فوت ناگهانی پدرم، چون حقوق و بیمه‌ای نداشت و شغلش آزاد بود، متأسفانه شرایط سختی را گذراندیم.
         
        زندگی هنرمندانه
        - من تا حدودی خیاطی و آشپزی و گل سازی و آرایشگری بلد هستم. هم از تلویزیون و هم از مجلات کمک گرفتم و یکسری کلاس‌هایی که در خانه‌های فرهنگ محلمان برگزار می‌شد. الان خیلی از هزینه‌هایم کمتر شده. قبلاً باید کوتاه کردن شلوار بچه‌ها را هم می‌دادم خیاط بیرون اما الان این خرده‌کاری‌ها و حتی دوخت لباس‌های ساده را خودم انجام می دهم. غذاهای خانگی‌مان آن‌قدر تنوع دارد که دیگر بچه‌ها خودشان علاقه‌ای به رستوران و پیتزاهای بیرون ندارند.  برای رنگ کردن مو و خرده‌کاری‌های آرایشی مرتب و ماهانه به آرایشگاه مراجعه داشتم اما الان این کارها را خودم انجام می دهم. حتی در زمینه کارهای هنری و درست کردن گل سرهای مختلف دخترانه و وسایل تزیینی فروش هم دارم. به نظرم آموختن یکسری کارهای هنری برای خانم‌ها ضروری است. هم حس خوبی به انسان می‌دهد و از مشکلات روانی و اضطراب‌هایش می‌کاهد و هم یک پشتوانه مالی برای او و خانواده است. الان همین هزینه‌های کم شده را پس انداز می‌کنم.
         
        دوستی دارم که به یک‌باره شوهرش ورشکست و همزمان به خاطر فشارهای روحی مبتلا به بیماری‌ام اس شد. همه چیزشان را در چشم برهم زدنی از دست دادند و همسرش هم با هزینه‌های سنگین بیماری خانه‌نشین شد. چون فرزند کوچک داشت و نمی‌توانست مدت زیادی بیرون خانه باشد، در خانه همه کار می‌کرد. از سبزی پاک کردن و آماده سازی بسته‌های سیر و پیاز سرخ‌کرده تا خیاطی و آرایشگری. فوق‌العاده بود اراده‌اش. ما هم تبلیغش را کردیم  و از آنجایی که کارش خوب بود و قیمت‌هایش مناسب، خیلی زود سرش شلوغ شد. ظرف یکی دو سال زندگی‌اش را جمع و جور کرد. همسرش هم از لحاظ روحی بازگشت و الان سر کار می رود. در واقع یک جورهایی الگوی من شد تا یکسری مهارت‌ها را بیاموزم. بالاخره آدم که از فردایش خبر ندارد. هر اتفاقی ممکن است بیفتد.
         

        17 نظر | ارسال نظر

              1. user-pic
              2. ۲۱ اسفند ۹۳
                ۰۳:۱۴
          1.  
            ممنون ، چقدر این مطالب دخترونه تون رو دوست دارم
           
          0
           
          0
          1.  
            اصطلاح "صلح اول به از جنگ آخر! " غلطه!!! ایرانی ها میگن جنگ اول به از سلح آخر انگلیسی ها میگن صلح بد به از جنگ خوب !!!!!!
           
          0
           
          0
          1.  
            مرسی از سایت بسیار خوبتون موفق باشید
           
          0
           
          0
          1.  
            ممنون از مطالب و سایت خوبتون من واقعا از سایتتون خوشم اومد با تشکر کاغذ دیواری خارجی
           
          0
           
          0
          1.  
            ممنون از مطالب و سایت خوبتون من واقعا از سایتتون خوشم اومد با تشکر کاغذ دیواری خارجی
           
          0
           
          0
          1.  
            مطالب دخترونه است یه کم پسرونه بذارین ممنون
           
          0
           
          0
          1.  
            مطالبتون بسیار جالب هستن.از سایت خوبتون سپاسگزارم.
           
          0
           
          0
          1. ارسال نظر



    1. خبرنامه
      جهت اطلاع از به روز شدن مجله اطلاعات خود را وارد نماييد .

      پایگاه اطلاع رسانی حورا ساده ماده مستر چنگال انجمن سلامت ایران مجله ایرانی انجمن بیان با حجاب سبک زندگی بچه شیعه ها کودک و مادر عمار کلیپ مجتمع نیکوکاری رعد خانواده سرآمد بلاغ سمن فروشگاه اینترنتی محصولات حجاب سلام نو علوم اجتماعی خبر اقتصادی وبلاگ نیوز تعامل تصویر دل چی بپزم؟ ایران زنان به دخت راز۵۷