داشتم از پشت ویترین مغازه، شال و روسریها را برانداز میکردم. آنقدر رنگهایشان شاد و متنوع بود که هوس کردم بروم و یک شال خوشرنگ بخرم.
اول فکر کردم قرمز بخرم؛ اما وقتی سرم کردم احساس کردم خیلی جلب توجه میکند و مناسب نیست.
از فروشنده خواستم یک شال زرد بدهد. اما رنگ زرد صورتم را تیرهتر از چیزی که هست نشان میداد.
با توجه به شرایط، نمیخواستم شال سبز هم بخرم!
گفتم شال بنفش میخرم؛ اما یک دفعه فکر کردم حالا من شال بنفش را با چه کیف و کفشی بپوشم؟! حالا کیف و کفش هیچ، مانتو را چه کار کنم؟!
خلاصه آنقدر رنگهای مختلف را زیر و رو کردم که بالاخره کفر فروشنده در آمد و گفت: «خانم شما اصلا قصد خرید دارید یا نه؟!»
منم از ترس اینکه دو تا حرف دیگر هم بارم نکند، به سرعت یک شال سیاه بر داشتم و گفتم: «همین را میبرم.»
وقتی داشتم از مغازه بیرون میآمدم، باز هم شال و روسریهای رنگارنگ بهم چشمک میزدند و من نگاهی به شال سیاه توی دستم انداختم و با خودم فکر میکردم: «واقعا چیزی که میخواستم این بود؟»
جالب بود..
چرا مجله را بروز نمی کنید؟؟؟؟
چرا نام و عکس نویسنده رو بالای مطلب نمیذارین؟تازه آمار ازدواج هم میره بالا!
نویسنده ای ها.....
اخ...دلم سوخت
اره حق داری ولی خوب اگر کمی از فکر ست بودن فاصله بگیری هر رنگی بخوای می تونی بخری تازه اگه 1 مانتوی سفید یا مشکی داشته باشی تمام رنگ های شال و روسری رو می تونی استفاده کنی در ضمن محدودیت همه جا هست تازه بهت توصیه می کنم حرف مردم و افکار احمقانه اشون رو بزار زیر پاهات و لهش کن هر رنگی بهت انرژی مثبت می ده بپوش