
تعداد بازدید: 180
نگاهی به جثه ریز مچاله شده كنار دیوار انداخت. فكر كرد شاید اگر آنهمه خاطره را میشد به یكباره از ذهن پاك كرد، این موجود نحیف اولین چیزی بود كه از مغز و دل و زندگی بیرونش میكرد. زن زیبا و پرنشاطی كه با آنهمه انرژی پایان ناپذیر قول داده بود تا آخر دنیا كنارش بماند، حالا با داشتن یك فرزند چنان خود را گرفتار دام اعتیاد كرده بود كه او هر تلاشی را برای نجات بیهوده مییافت.
آخرین تكههای لباس را هم داخل چمدان كوچك جا داد و قفل را بست. زن به زحمت بلند شد و روی پا ایستاد. با حسی از عدم اعتماد قدم به اتاق گذاشت و جایی ایستاد كه روبروی زن نباشد و مجبور نباشد صورت او را نگاه كند.
«باور كن تو هم بودی همین كار رو میكردی.»
زن ناباور و عصبی نگاهش كرد. میدانست اگر بیاعتناییهای مدام او نبود، كار زن هرگز به اینجا نمیكشید. میدانست تا دورترین آدمهای فامیل و در و همسایه هم خبر از افسردگی بیش از حد همسرش بعد از زایمان دخترشان خبر داشتند و او تنها كسی بود كه با این واقعیت مبارزه كرد تا رفته رفته كمرنگ شد و دیگر كسی جرات ابرازش را نیافت. میدانست اگر جایشان عوض میشد، زن –كه قطعاً به اندازه او در این ماجرا مقصر هم نبود- پابهپای او صبر میكرد. و حتی شاید با تشویق، كاری میكرد او زودتر به زندگی بازگردد.

او نمیتوانست. هیچوقت به اندازه او صبور نبود. چه رسد به حالا كه كفه ترازو تماما به سمت او خم بود و زن در هیچ دادگاهی نمیتوانست ادعایی بكند. درست مثل آنكه حق انتخاب دومی به او داده باشند. بیش از آنكه افسوس بخورد، خرسند بود. حس كرد زن هم این را میفهمد.
«یه روزی بهم حق میدی. وقتی رعنا واسه خودش یه خانوم شد.»
زن پوزخند زد. دلش لرزید. با آن حال نزار هم میتوانست بفهمد كجا دروغ تحویلش دادهاند. از اتاق بیرون زد. چمدان را برداشت و رفت تا در خودرو منتظر باشد زن از خانه و زندگی خود خداحافظی كرده و برود تا برای همیشه از او و دختر مشتركشان دور بماند.
آخرین تكههای لباس را هم داخل چمدان كوچك جا داد و قفل را بست. زن به زحمت بلند شد و روی پا ایستاد. با حسی از عدم اعتماد قدم به اتاق گذاشت و جایی ایستاد كه روبروی زن نباشد و مجبور نباشد صورت او را نگاه كند.
«باور كن تو هم بودی همین كار رو میكردی.»
زن ناباور و عصبی نگاهش كرد. میدانست اگر بیاعتناییهای مدام او نبود، كار زن هرگز به اینجا نمیكشید. میدانست تا دورترین آدمهای فامیل و در و همسایه هم خبر از افسردگی بیش از حد همسرش بعد از زایمان دخترشان خبر داشتند و او تنها كسی بود كه با این واقعیت مبارزه كرد تا رفته رفته كمرنگ شد و دیگر كسی جرات ابرازش را نیافت. میدانست اگر جایشان عوض میشد، زن –كه قطعاً به اندازه او در این ماجرا مقصر هم نبود- پابهپای او صبر میكرد. و حتی شاید با تشویق، كاری میكرد او زودتر به زندگی بازگردد.

او نمیتوانست. هیچوقت به اندازه او صبور نبود. چه رسد به حالا كه كفه ترازو تماما به سمت او خم بود و زن در هیچ دادگاهی نمیتوانست ادعایی بكند. درست مثل آنكه حق انتخاب دومی به او داده باشند. بیش از آنكه افسوس بخورد، خرسند بود. حس كرد زن هم این را میفهمد.
«یه روزی بهم حق میدی. وقتی رعنا واسه خودش یه خانوم شد.»
زن پوزخند زد. دلش لرزید. با آن حال نزار هم میتوانست بفهمد كجا دروغ تحویلش دادهاند. از اتاق بیرون زد. چمدان را برداشت و رفت تا در خودرو منتظر باشد زن از خانه و زندگی خود خداحافظی كرده و برود تا برای همیشه از او و دختر مشتركشان دور بماند.

آخرین شماره :
زنان و اعتیاد
در مطالعات روانشناسی آزمایشی انجام میدهند که در آن قورباغهای را داخل قابلمهای پر از آب معمولی میگذارند و قابلمه را روی شعله آتش قرار میدهند. قورباغه هیچ واکنشی در مقابل گرم شدن تدریجی آب از خود نشان نمیدهد تا اینکه پس از مدتی، وقتی متوجه خطر میشود که دیگر کار از کار گذشته و سیستم عصبی بدنش از کار افتاده است. قورباغه دیگر نمیتواند حرکت کند و به سرانجام محتوم خود تن میدهد. یک تصور غلط در مورد اعتیاد که گاه مانند یک دام عمل میکند، توهم «اعتیاد برای دیگران اتفاق میافتد!» است. همین تصور اشتباه مردم را از خطرات اعتیاد غافل کرده و بدتر از آن اینکه عدهای با این باور غلط که «من معتاد نمیشوم.» برای تفریح به سراغ مخدرات میروند و بعد از مدتی به ناگهان میفهمند که دچار چه مصیبتی شدهاند.
اعتیاد... چرا و چگونه؟!
در ارتباط با اعتیاد باید سادهانگاری و سادهاندیشی را کنار گذاشت. بسیاری از افرادی که ادعا میکنند اعتیاد موضوع پیچیدهای است، نگاهی ساده و معمولی به این موضوع دارند و بعنوان یک معلول به آن حمله میکنند.
فرشتههایی برای نجات
بررسی وضعیت فعالیت نهادهای مسئول در موضوع اعتیاد
وقتی «عقل» تعطیل میشود!
چرا زنها معتاد میشوند؟
از تریاک تا آمفتامین
بررسی اعتیاد در زنان
شتری كه نباید سوار شد
مخدر در جهان مدرن با ظاهری آراسته به میان جمع میرود. نیازی به منقل و وافور و ژستهای آن چنانی نیست. میتواند به اندازه یك دارو مفید به نظر برسد.
سیگار نشانه شخصیت شماست!
«برای اونایی که هنرمندند، برای اونایی که دقیقاند، برای اونایی که روشنفکرند، برای اونایی که خوشتیپاند... سیگار کنت!"
ترس از سوسك و اعتیاد در زنان
در برخورد با یك زن معتاد چه رفتاری میكنیم؟
الف- سلام میكنیم
ب- چشمك میزنیم
ج- پیشنهاد ازدواج میدهیم
د- همه موارد
اعتیاد زنانه
اعتیاد زنانه
به همین سادگی
خلاصه: در زیر نمونههایی از انواع اعتیاد را به سمع و نظرتان میرسانیم كه اگر خدای ناكرده مبتلا به یكی از این انواع هستید، آگاه شوید و با خودتان كنار بیایید.
فقط و فقط به خاطر...!
«به شوهرم گفتم به خاطر اینکه پای این و آن به خانهمان باز نشود، حاضرم پا به پای او مواد بکشم. شوهرم ازپیشنهادم به گرمی استقبال کرد، به این ترتیب من به بهانه نجات شوهرم زندگیام را باختم.»
خود غلط بود...
نگاهی به جثه ریز مچاله شده كنار دیوار انداخت. فكر كرد شاید اگر آنهمه خاطره را میشد به یكباره از ذهن پاك كرد، این موجود نحیف اولین چیزی بود كه از مغز و دل و زندگی بیرونش میكرد.
ذغال خوب
دو چیز بیتاثیر نبوده؛ ذغال خوب و رفیق بد! بله امان از رفیق بد که سیگار را داد دستمان و گفت بکش، بقیهاش با من! من اینطوری نبودم که پلنگی بودم برای خودم. امان از...
در مطالعات روانشناسی آزمایشی انجام میدهند که در آن قورباغهای را داخل قابلمهای پر از آب معمولی میگذارند و قابلمه را روی شعله آتش قرار میدهند. قورباغه هیچ واکنشی در مقابل گرم شدن تدریجی آب از خود نشان نمیدهد تا اینکه پس از مدتی، وقتی متوجه خطر میشود که دیگر کار از کار گذشته و سیستم عصبی بدنش از کار افتاده است. قورباغه دیگر نمیتواند حرکت کند و به سرانجام محتوم خود تن میدهد. یک تصور غلط در مورد اعتیاد که گاه مانند یک دام عمل میکند، توهم «اعتیاد برای دیگران اتفاق میافتد!» است. همین تصور اشتباه مردم را از خطرات اعتیاد غافل کرده و بدتر از آن اینکه عدهای با این باور غلط که «من معتاد نمیشوم.» برای تفریح به سراغ مخدرات میروند و بعد از مدتی به ناگهان میفهمند که دچار چه مصیبتی شدهاند.
اعتیاد... چرا و چگونه؟!
در ارتباط با اعتیاد باید سادهانگاری و سادهاندیشی را کنار گذاشت. بسیاری از افرادی که ادعا میکنند اعتیاد موضوع پیچیدهای است، نگاهی ساده و معمولی به این موضوع دارند و بعنوان یک معلول به آن حمله میکنند.
فرشتههایی برای نجات
بررسی وضعیت فعالیت نهادهای مسئول در موضوع اعتیاد
وقتی «عقل» تعطیل میشود!
چرا زنها معتاد میشوند؟
از تریاک تا آمفتامین
بررسی اعتیاد در زنان
شتری كه نباید سوار شد
مخدر در جهان مدرن با ظاهری آراسته به میان جمع میرود. نیازی به منقل و وافور و ژستهای آن چنانی نیست. میتواند به اندازه یك دارو مفید به نظر برسد.
سیگار نشانه شخصیت شماست!
«برای اونایی که هنرمندند، برای اونایی که دقیقاند، برای اونایی که روشنفکرند، برای اونایی که خوشتیپاند... سیگار کنت!"
ترس از سوسك و اعتیاد در زنان
در برخورد با یك زن معتاد چه رفتاری میكنیم؟
الف- سلام میكنیم
ب- چشمك میزنیم
ج- پیشنهاد ازدواج میدهیم
د- همه موارد
اعتیاد زنانه
اعتیاد زنانه
به همین سادگی
خلاصه: در زیر نمونههایی از انواع اعتیاد را به سمع و نظرتان میرسانیم كه اگر خدای ناكرده مبتلا به یكی از این انواع هستید، آگاه شوید و با خودتان كنار بیایید.
فقط و فقط به خاطر...!
«به شوهرم گفتم به خاطر اینکه پای این و آن به خانهمان باز نشود، حاضرم پا به پای او مواد بکشم. شوهرم ازپیشنهادم به گرمی استقبال کرد، به این ترتیب من به بهانه نجات شوهرم زندگیام را باختم.»
خود غلط بود...
نگاهی به جثه ریز مچاله شده كنار دیوار انداخت. فكر كرد شاید اگر آنهمه خاطره را میشد به یكباره از ذهن پاك كرد، این موجود نحیف اولین چیزی بود كه از مغز و دل و زندگی بیرونش میكرد.
ذغال خوب
دو چیز بیتاثیر نبوده؛ ذغال خوب و رفیق بد! بله امان از رفیق بد که سیگار را داد دستمان و گفت بکش، بقیهاش با من! من اینطوری نبودم که پلنگی بودم برای خودم. امان از...













عالی بود. لذت بردم.
چقدر زیبا و واقعی...